تبلیغات
اقتصاد ایران و جهان - کشاورزی در اقتصاد ایران

اقتصاد ایران و جهان

برای خوشبخت زیستن باید موقعیت های مناسب ایجاد کنیم نه اینکه در انتظار آن باشیم.

 

كشاورزی

در كشورهای در حال توسعه، معمولا بخش كشاورزی گستردگی و اهمیت خاصی دارد. از یك سو تامین كننده اشتغال در سطح جامعه است. از سوی دیگر به دلیل تامین غذای مورد نیاز، نقش مهمی در تعیین میزان رفاه و شاخصهای تغذیه در سطح مرغوب را دارا می باشد. تولید كشاورزی به سبب نقش تعیین كننده ای كه در تغذیه انسان دارد، از اهمیت حیاتی برخوردار است. كشاورزی به فعالیت اقتصادی عمده ای گفته می شود، كه مبتنی بر زراعت، پرورش دام و مرغان و باغداری است. بر این پایه می توان كشاورزی را در برگیرندة مجموعه یی از فعالیتهای اقتصادی خواند كه هدف از آن تهیة نیازهای خوراكی جامعه و تولید اولیة كشاورزی برای دیگر بخش های تولیدی از جمله صنعت است. در زمینه ای گسترده، بخش كشاورزی علاوه بر موردهای پیش گفته، جنگلداری، زنبورداری. ماهیگیری، پرورش ماهی و میگو را نیز در بر می‌گیرد.

از میانه‌های دورة قاجاریان،‌ بخش كشاورزی ایران بر خلاف گذشته به جای رشد متناسب با نیاز بخش های مختلف داخلی به تدریج به تولید برای بازار جهانی و صنایع كشورهای استعمار كشیده شد. با این تغییر جهت تامین مواد غذایی برای جمعیت كشور دچار نارسایی شد و قحطی و بیماری ناشی از آن، مرگ و میرهای مزمن و حادی را بوجود آورد كه از نظر شدت تنها با دوره های مربوط به تهاجم بیگانگان و ویرانی وسایل تولید و از جمله و مهمترین آنها كاریزها در ایران قابل قیاس است. با وجود این بخش كشاورزی در ایران با وجود وابسته شدن از نظر نوع تولید بطور نسبی به بازار جهانی و سلطه سیاستهای استعماری بر آن، توانست تا دهة پس از كودتای 1332 نیز با افت خیزهای به تقاضای داخلی پاسخ دهد. ضمن اینكه به دلیل سلطة روابط كهن ارباب رعیتی بر آن عقب ماندگی فنی، عدم تمایل روستاییان به توسعه تولید و نو آوری و در نتیجه فقر شدید آنان، نتوانست نقش اساسی در توسعة بازار تولیدات صنعتی ایفا كند. برداشت از درآمد روستاییان توسط مالكان، اربابها، خانها، سردارها، سلف خران، پیله وران، رباخواران، فروشندگان كالاهای شهری و نیز دولت و برخی ماموران فاسد آن،‌ باعث انتقال ثروت و سرمایه از روستا به شهر شد، بدون اینكه این انتقال موجب رشد صنعتی واقعی در ایران شود.

در سالهای پس از كودتای 1332 كشاورزی ایران نیز مانند بخش صنعت واقعی در ایران شود. در سالهای پس از كودتای 1332 كشاورزی ایران نیز مانند بخش صنعت می رفت تا در مسیر رشدی وابسته قرار گیرد. اما بر كنار از ایجاد واحدهای بزرگ و نوین دامپروری، مرغداری و برخی كشت صنعتها، كشاورزی ایران به ویژه زراعت و دامپروری سنتی، در برابر موج های وابستگی ایستادگی كردند.

پراكندگی روستاها در ایران (به جز استانهای شمالی) كمبود آب و كوچك بودن زمینهای كشاورزی آبی ایران را می توان از جمله عوامل اساسی تاخیر در مسیر وابستگی بخش كشاورزی ایران نسبت به بخش صنعت دانست. برای تسلط بر روستاها و وابسته كردن آنها باید هزینه های كلانی صرف می‌شد، كه به دلیل پراكنده و كم جمعیت بودن روستاها و فاصله های زیاد آنها باید هزینه های كلانی صرف می شد كه به دلیل پراكنده و كم جمعیت بودن روستاها و فاصله های زیاد آنها از هم از نظر «اقتصادی» به صرفه نبود، ‌به همین دلیل پس از اصلاحات ارضی شیوه گزینشی بكار گرفته شد كه در نتیجه آن روستاهای بسیاری خالی از جمعیت شد كه تعداد آنها همانگونه كه در فصل دوم گفته شد هم اكنون به حدود 60 هزار آبادی و یا 48 درصد از روستاهای كشور بالغ شده است .

اگر در بخش كشاورزی،‌ زراعت از رشد وابسته در امان ماند، دامپروری نتوانست از دام وابستگی برهد و به تدریج با ایجاد واحدهای نوین دامپروری و مرغداری كه تقریبا كلیه عوامل آن جز نیروی كار ساده از خارج تامین شد، به وابستگی كشیده شد.

به دلیل رشد نامتناسب تولید زراعی با رشد جمعیت و درآمد ملی، كمبود تولید محصولات زراعی كشور نیز اندك اندك رخ نشان داد و به ناچار، واردات مواد غذایی و مواد اولیة مورد نیاز صنایع داخلی گسترش یافت. نفوذ روابط سرمایه داری وابسته در روستاها، رواج پول در زندگی اقتصادی مناطق روستایی و متداول شدن كار مزدوری و تشدید آن پس از اصلاحات ارضی، نقش اقتصاد روستایی را در تولید برای بازار، گسترده ساخت. این گرایش كمبود محصولات اصلی زراعی از راه واردات را درآمدهای ارزی نفتی، تشدید كرد و واردات گسترده تر محصولات كشاورزی را موجب شد. انتقال فرهنگ خود استعماری كه عمدتا در الگوی مصرف وارداتی خود را نشان می دهد، به روستاها، در شرایط كمبود امكانات و وجود فقر جانكاه، كوچ از روستاها را به امری عادی بدل كرد.

 

كشاورزی و استراژی توسعه

در استراتژی توسعه ضمن توجه به مشكلات بخش كشاورزی باید نكاتی را مورد تاكید قرار داد. اگر در آینده قرار است كه جامعة ما به یك جامعة صنعتی پیشرفته- جامعه ای كه مبانی اقتصادی سالمی داشته باشد- تبدیل شود كشاورزی ما هم نمی تواند یك كشاورزی سنتی باقی بماند. اگر كشاورزی سنتی باقی بماند حاشیه ای بودن فعلی آن ادامه پیدا خواهد كرد، بخش كشاورزی ما همیشه به صورت یك بخش غریب و تك افتاده و كم اهمیت تلقی خواهد شد، انگیزه و امكان حضور فعال در صحنة اقتصاد را نخواهد داشت، فرار كشاورزان از این بخش ادامه پیدا خواهد كرد و ما همیشه درگیر این مسئله خواهیم بود كه چه كنیم كه كشاورزی ما بهتر شود، غذایمان تامین بشود و امثال آنها.  به دلایل فوق در این استراتژی بلند مدت به این مسئله هم باید توجه داشت كه كشاورزی به مفهوم واقعی وجود نخواهد داشت. بنابراین، در هر تصمیم گیری چه در زمینة واگذاری زمین و نحوة واگذاری آن و چه در زمینة به هم ریختن بافت تولید و بافت مالكیت، باید به این نكته توجه داشت كه باید واحدهایی در بخش كشاورزی تقویت شوند كه با استفاده مطلوب از تكنولوژی پیشرفته بتوانند كار بكنند. این واحدها باید سازماندهی خاصی داشته باشند و سیاستها باید به آن سو جهت داده شود.

نكتة دیگر این است كه جمعیت عظیمی از كشور از بخش كشاورزی ارتزاق می كند و حتی اگر ما بخواهیم در پی به دست آوردن مازاد از بخش كشاورزی برای سرمایه گذاری در سایر بخشها باشیم یا برای اینكه به وضع معیشتی كشاورزان رسیدگی بكنیم، مسلم است كه باید از تمام توان بخش استفاده كنیم. از سوی دیگر، كشاورزی را باید به این شكل محور توسعه تلقی كرد كه در عین حال كه این بخش نمی تواند ایجاد كنندة‌ قسمت اعظم و اصلی رشد اقتصادی كشور باشد، باید تمام توان تولیدی آن به كار گرفته شود تا به حداكثر رشد ممكن در این بخش نایل شد.

با توجه به موارد فوق، استفاده از منابع آب و خاك موجود كشور در انجام سرمایه گذاریهای وسیع در بخش كشاورزی باید دارای اولویت بسیار زیادی باشد و این مسائل بخصوص در شرایط حاضر با توجه به بحران نفت اهمیت بیشتری پیدا می كند. باید از این وسوسه دور بود كه به علت بحران فعلی و سایر مشكلات سرمایه گذاری، بخش كشاورزی اجبارا محدود شود. مسلما امكانات و درآمد دولت محدود است، ولی بخش كشاورزی، سرمایه گذاری در این بخش،‌ طرحهای عمرانی مربوط به آن و زیر بناهای لازم در آن مسلما این ارزش را دارد كه این سرمایه گذاریها حتی با توسل به استقراض انجام شود. بنابراین،‌ باید تلاش كرد كه حجم سرمایه گذاری بخش كشاورزی پایین نیاید، اقدامات و تصمیم گیریهای ما در مورد این بخش امكان پیشرفت آن را در آینده فراهم كند.

هر تصمیم گیری كلی در اقتصاد كشور مسلما آثار ویژه ای در بخش كشاورزی خواهد داشت و بدون اتخاذ سیاستهای مناسب در سایر بخشهای اقتصاد، عملا امكان زیادی برای تحول بخش كشاورزی وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

محصولات سالانه( زراعی )

- سطح

در سال 1384 از 165 میلیون هكتار مساحت كل كشور، 31 دردصد آن را زمینهای قابل كشاورزی (8/19 درصد بایر و 2/11 درصد دایر)،‌ 5/45 درصد راكوهها،‌چراگاهها و تپه ها، 5/7 درصد را جنگل ها و بیشه زارها و 7 درصد را دیگر زمینها تشكیل می دادند. در سال زراعی 85_1384 سطح محصولات سالانه حدود 96/12 میلیون هكتار بوده است که از این مقدار 75/51 درصد کشت آبی و 25/48 درصد آن دیم بوده است.

در این سال زراعی استان خوزستان 16/8 درصد سهم در برداشت سطح محصولات سالانه، بالاترین سطح زراعی برداشت شده را نسبت به استانهای دیگر به خود اختصاص داده است و استانهای فارس و کرمانشاه به ترتیب با 70/7 و 85/6 درصد سهم در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. کمترین سهم سطح محصولات سالانه با 45/. درصد متعلق به استان یزد بوده است.

بیشترین سطح محصولات سالانه آبی متعلق به استان فارس می باشد به طوری که 83/11 درصد سطح آبی کشور در استان فارس برداشت شده

 

است. استانهای خوزستان و خراسان رضوی به ترتیب با 97/10 و 02/10 درصد سهم در سطح برداشت آبی محصولات سالانه کشور در رتبه دوم و سوم هستند و این سه استان مجموعا 82/32 درصد برداشت زراعی آبی سالانه را دارند.

_میزان تولید

از اراضی زراعی در سال زراعی85_1384 تقریبا بالغ بر 26/71 میلیون تن محصولات مختلف زراعی برداشت شده است به طوری که 75/89 درصد آن از مزارع آبی و 25/10 درصد بقیه از مزارع دیم حاصل شده است حدود 28/31 درصد کل تولید زراعی در سال زراعی 85_1384 از استانهای خوزستان با 76/13 درصد، فارس با 17/9 و خراسان رضوی با 35/8 بدست آمده است.

کمترین مقدار تولید در سال زراعی 85_1384 به استان قم با 53/.درصد سهم تعلق دارد و استانهای کهگیلویه وبویراحمد و خراسان جنوبی به ترتیب با 63/. درصد و 81/. درصد از سهم در تولید محصولات زراعی در رده های بالاتر قرار گرفته اند.

 

بیشترین میزان تولید محصولات سالانه آبی درکشور متعلق به استان خوزستان با 09/15 درصد می باشد در حالی که استان کهگیلویه وبویراحمد با 51/. درصد سهم در تولیدات زراعی آبی در جایگاه آخر قرار گرفته است.        

بیشترین تولید محصولات سالانه دیم ازاستان مازندران با 21/13 درصد تولید دیم کل کشور حاصل شده است.

 

از 81/5 میلیون هكتار زمینهای زیر كشت محصولات سالانه آبی حدود 2/85 درصد غلات 99/10 درصد را حبوبات، 2/1 درصد را محصولات صنعتی، 19/1 درصد را گیاهان علوفه ای، 59/0 درصد را محصولات جالیزی، 10/0 درصد را سبزی ها و 69/0 دردصد را دیگر محصولات زیر كشت داشته اند. اندك بودن مساحت زمینهای زیر كشت آبی در مقایسه با مساحت كشور و مساحت زمینهای زیر كشت، از ارقام یاد شده نتیجه می شود. بالا بودن مساحت زمینهای زیر كشت غلات و حبوبات با توجه به ناكافی بودن تولید برای مصرف داخلی، در صورت عدم افزایش بهره وری تولیدات كشاورزی وابستگی در زمینة خوراك را غیر قابل تحمل خواهد كرد.

بالا بودن مساحت زمینهای زیر كشت دیم و زمینهای زیر آیش به ترتیب با 7/38 و 6/21 درصد زمینهای كشاورزی نارسایی در استفاده از زمینهای كشاورزی، از نظر تهیه منابع آب برای دیم زارها و تقویت مناسب خاك برای كاهش و یا جلوگیری از آیش نگهداشتن زمین ها را می رساند. با توجه به اندك بودن مساحت زمینهای زیركشت محصولات همیشگی در مقایسه با كوهستانی بودن اغلب نقاط ایران و امكان افزایش سطح زیر كشت این نوع محصولات و ارز آوری آن برای كشور و چه برای رفع نیازهای داخلی، قابل توجه است.

عملكرد در هكتار محصولات زراعی

به طور كلی در سال زراعی 85-1384 از 96/12 میلیون هكتار زمینهای زیر كشت آبی و دیم حدود 3/51 میلیون تن محصولات عمده زراعی برداشت شده، كه بطور میانگین عملكرد در هكتار 4 تن بوده است. گرچه عملكرد در هكتار محصولات زراعی به تدریج و بطور كلی افزایش یافته ولی در مقایسه با كشورهای صنعتی و كشتزارهای نمونة محصولات زراعی ایران، عملكرد در هكتار بسیاری از محصولات در سطح پایینی قرار دارد كه بیانگر سطح پایین فنون به كار گرفته شده در تولید و شیوه های تولید است. این امر همچنین نشان دهندة استفاده ناكافی از بذرهای اصلاح شده در تولید و شیوه های تولید است. این امر همچنین نشان دهندة استفاده ناكافی از بذرهای اصلاح شده و مقاوم در برابر كم آبی، خشكی و شوری آب و خاك و غیره نیز هست. استفادة ناكافی و نامناسب از كودهای شیمیایی و ماشین آلات، ناسازگار بودن نوع محصول با وضع آب و هوا و خاك، و همچنین چگونگی مالكیت بر زمین و اندازة قطعات زمین های زراعتی تحت مالكیت هر كشاورز و شیوه های آبیاری و غیره از شاخص ترین عوامل پایین بودن بازدهی محصولات كشاورزی در ایران است. پایین بودن بازدهی، علاوه بر كاهش درآمد روستاییان و كاهش سرمایه گذاری های گوناگون از سوی آنان،‌در سطح كلان جامعه و با توجه به رشد جمعیت، ناكافی بودن تولید را با مصرف سبب می شود كه واردات را ناگزیر می سازد.


 

1.      سطح زیر كشت و تولید برای مجموع كشتهای دیم و آبی و عملكرد تنها برای تولیدات آبی محاسبه شده است.

2.      تولید یونجه برای سال 1371 به صورت تر بر آورده شده است.

ماخذ: كشاورزی ایران در یك نگاه وزارت كشاورزی، 1372،

 

بازدهی بخش كشاورزی

پائین بودن سهم بخش كشاورزی در تولید نا خالص ملی و در عین بالا بودن سهم نیروی كار در آن یكی از ویژگی های كشورها توسعه نیافته است. بهره وری كشاورزی در ایران نیز به سبب دشواریهای طبیعی و اجتماعی عیدیده، پائین است. كمبود آب، محدودیت استفاده از كود شیمیایی، سموم دفع آفات نباتی و شیوه های صحیح تولید و نارسائی سیاستهای كشاورزی سهیم می باشند.

از 165 میلیون هكتار اراضی كشور، تنها حدود 10 درصد قابل كشت است. ولی گذشته از این 10 درصد اراضی كشاورزی، حدود 20 درصد از كل اراضی بایر هم با صرف سرمایه های كلان قابل احیا می باشد. از 16 میلیون  هكتار اراضی قابل كشت، 33 درصد، آبیاری كامل می گردد و بقیه، 67 درصد، دیمی است. قسمت قابل توجهی از زمینهای قابل كشت یا به علت بی آبی و یا به سبب تقویت زمین آیش گذاشته می شود.

بازده محصولات كشاورزی نیز طی دهه گذشته افزایش قابل ملاحظه ای نداشته است. سطح نازل عملكرد محصولات عمده كشاورزی كشور سبب شده است كه ارقام مربوط به بازده محصولات زراعی ایران از متوسط بازده تولید كشاورزی برخی از كشورهای در حال توسعه و توسعه یافته پائین تر باشد. كوچك بودن قطعات زمین متعلق به بخش بزرگی از بهره برداران، یكی از علل عمده این مسئله می باشد. در حال حاضر بیش از 85 در صد بهره برداران كمتر از 10 هكتار زمین دارند. این توزیع نابرابر زمینهای مزروعی سبب فقر نسبی در میان اكثریت روستاییان گردیده و امكان تشكیل سرمایه در درون بخش را بسیار محدود نموده است. میان كوچكی زمین و درجه فقر ارتباط بسیار شدیدی وجود دارد.

بازدهی پائین تولید كشاورزی از یك سو و رشد طبیعی جمعیت از سوی دیگر سبب افزایش واردات برخی از كالاهای اساسی كشاورزی شده است. بر اساس اطلاعات منتشره از سوی مركز آمار ایران، در مهر ماه 1365 بیش از 2/3 میلیون نفر در بخش كشاورزی به كار اشتغال داشته اند، كه از این گروه 3/2 میلیون نفر مستقلا به كار كشاورزی مشغول بوده اند (كارفرما یا مزد بگیر نبوده اند). بعلاوه 390 هزار نفر نیز به صورت كاركن بدون مزد در بخش كشاورزی كار می كرده اند. بر این مبنا قطعا بیش از 5/2 میلیون نفر از شاغلین بخش كشاورزی در قطعات كوچك زمین به تولید مشغولند و افراد خانواده های آنها نیروی انسانی مورد نیازشان را تامین می كنند. بدیهی است تولید در قطعه زمینی كوچك با شیوه های كشت سنتی، نتیجه ای جز بهره وری پائین تولید را در بر نخواهد داشت.

مقایسه ای تطبیقی میان صادرات كالاهای كشاورزی ایران و تركیه، محدودیت ظرفیت تولید بخش كشاورزی را بخوبی نشان می دهد. با وجودی كه مساحت كشور تركیه كمتر از نصف خاك ایران (772 هزار كیلومتر مربع) و میزان اراضی قابل كشت آن كمتر است، این كشور از بخش كشاورزی خود و امكانات آن به بهترین نحو استفاده می كند. تولید غلات مهمترین فعالیت كشورزی تركیه به شمار می رود. میزان تولید گندم این كشور در سال 1984 حدود 2/17 میلیون تن بوده كه تقریبا 3 برابر تولید گندم در ایران است. سهم كالاهای كشاورزی در كل صادرات تركیه به 33 درصد می رسد. بدین ترتیب ارزش صادرات غیر نفتی ایران بالغ می شود. همچنین ارزش صادرات كشاورزی تركیه بیش از 9 برابر صادرات محصولات كشاورزی ایران است. ارزش صادرات دام زنده و فرآورده های آن در تركیه بتنهایی از ارزش كل صادرات كشاورزی ایران فراتر می رود.

 

ظرفیت تولید و عوامل اصلی آن در بخش كشاورزی

سه دسته عوامل اصلی در ظرفیت تولیدی بخش كشاورزی مؤثرند كه عبارتند از:

1)  عامل زمین و آب كه در حقیقت عوامل طبیعی كشاورزی هستند یا به عبارت دیگر، عواملی كه اوضاع و احوال جغرافیایی یك مملكت آنها را ایجاب می كند و به صورت مواهب طبیعی و خدادادی در اقتصاد یك كشور دراختیار افراد قرار می گیرند.

2)  عامل تكنولوژی و دانش فنی كه با استفاده از آن عوامل طبیعی به درجات مختلف استفاده و در نتیجه، بازدهیهای گوناگون حاصل می شود.

3)     سازماندهی فعالیتهای تولیدی در بخش كشاورزی سومین عامل به شمار می آید.

تركیب تولید ناخالص داخلی بر حسب ارزش افزوده در بخشهای مختلف

تولید ناخالص داخلی بر حسب ارزش افزوده عبارت است از:

جمع ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصادی

 در محدوده جغرافیایی یك  كشور طی  یك دوره زمانی مثلاً یك سال.

در تعریف فوق ارزش افزوده افزایشی است كه به ارزش یك محصول

در حین انجام یك مرحله تولیدی صورت می‌پذیرد و بخشهای اقتصادی،

بخشهای صنایع و معادن، كشاورزی و  خدمات را در بر می‌گیرند

 

 

نظرات() 
token generator for chaturbate
دوشنبه 13 شهریور 1396 11:42 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This article posted at this web site is
genuinely nice.
How much does it cost to lengthen your legs?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:53 ق.ظ
Simply desire to say your article is as astounding.
The clearness in your post is just cool and i could assume you are an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your feed to keep
updated with forthcoming post. Thanks a million and please continue the
enjoyable work.
shafferikbbwotxgt.jigsy.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 06:57 ب.ظ
I seriously love your blog.. Pleasant colors & theme.
Did you make this web site yourself? Please reply back as I'm hoping
to create my own personal website and would love to know where you got this from
or what the theme is named. Appreciate it!
SADEGH
دوشنبه 13 مهر 1388 10:28 ب.ظ
KHEYLI KHOB,AM BA SHENAKHTI KE AZ SHOMA DARAM MITONE KHEYLI KHEYLI BEHTAR BASH
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

صفحات جانبی

نظرسنجی

    مطالب چه اندازه برای شما مفید بود؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :